بازار جهانی مصالح ساختمانی کارآمد انرژی در آستانه یک دوره رشد ساختاری تازه قرار گرفته است؛ دورهای که محرک اصلی آن، سختگیرانهتر شدن کدهای انرژی ساختمان، گسترش الزامات زیستمحیطی و افزایش فشار برای کاهش مصرف انرژی در بخش ساختمان است. برآوردها نشان میدهد این بازار در فاصله سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۵ با نرخ رشد مرکب سالانه ۶ تا ۸ درصد توسعه خواهد یافت و تا پایان این دوره، شاخص آن با مبنا قرار دادن سال ۲۰۲۵ برابر با ۱۰۰، به حدود ۱۸۵ میرسد. این روند، مصالح کارآمد انرژی را از یک گزینه مکمل به یکی از ارکان اصلی ساختوساز آینده تبدیل میکند.
اهمیت این بازار از آنجا ناشی میشود که ساختمانها حدود ۳۰ درصد از مصرف نهایی انرژی جهان و نزدیک به ۲۷ درصد از انتشار دیاکسید کربن مرتبط با انرژی را به خود اختصاص میدهند. به همین دلیل، دولتها، توسعهدهندگان و مالکان ساختمانها در سراسر جهان به دنبال راهکارهایی هستند که بتوانند از طریق بهبود پوسته ساختمان، مصرف انرژی را کاهش دهند. در این میان، محصولاتی مانند عایقهای حرارتی شامل پشم شیشه، پشم معدنی، فومهای صلب و آئروژلها، شیشههای کمگسیل و بازتابنده، بامهای خنک، پنجرهها و درهای کممصرف، پانلهای عایق سازهای، قالبهای عایق بتنی، مواد تغییر فازدهنده و سامانههای سد هوا و درزگیرهای پیشرفته، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند.
یکی از مهمترین عوامل بازتعریف تقاضا در این بازار، تشدید استانداردهای عملکرد انرژی در اقتصادهای بزرگ جهان است. در اتحادیه اروپا، بازنگری دستورالعمل عملکرد انرژی ساختمانها موسوم به EPBD مسیر حرکت به سمت ساختمانهای تقریباً صفر انرژی را سرعت داده و برای ساختوسازهای جدید تا سال ۲۰۳۰ الزامات سختگیرانهتری تعیین کرده است. در آمریکا نیز کدهای بهروزرسانیشده انرژی ساختمان وزارت انرژی، بهرهوری بالاتری را نسبت به خطوط پایه سال ۲۰۲۰ طلب میکنند. چین هم با اجرای استاندارد GB 55015-2021 الزامات جدیدی را برای عایقکاری و شیشهبندی ساختمانهای مسکونی و تجاری به اجرا گذاشته است. مجموعه این تحولات باعث شده تقاضا برای مصالح پیشرفته و چندمنظوره که همزمان عایقکاری، آببندی هوا و حتی عملکرد سازهای را ارائه میکنند، با شتاب بیشتری افزایش یابد.
در کنار فشارهای مقرراتی، گسترش گواهینامههای ساختمان سبز نیز نقش تعیینکنندهای در توسعه این بازار دارد. استانداردهایی مانند LEED، BREEAM، EDGE و WELL دیگر فقط به پروژههای تجاری لوکس محدود نیستند و به تدریج در ساختمانهای مسکونی میانرده و پروژههای عمومی نیز جای خود را باز کردهاند. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵، مساحت زیربنای دارای این گواهینامهها هر سال بین ۸ تا ۱۰ درصد رشد کند. نتیجه این روند، افزایش مستقیم تقاضا برای مصالحی است که علاوه بر عملکرد انرژی بالا، بتوانند الزامات زیستمحیطی و فنی این نظامهای ارزیابی را نیز برآورده کنند.
تحول مهم دیگر در این بازار، رشد توجه به مصالح کمکربن و زیستپایه است. محصولاتی مانند بتن کنفی، عایق سلولزی، تختههای میسلیومی و پشم گوسفند بهویژه در اروپا و بخشهایی از آمریکای شمالی مورد استقبال بیشتری قرار گرفتهاند؛ مناطقی که مقررات مربوط به کربن تجسمیافته در حال تقویت شدن است. همچنین دیجیتالی شدن فرایند انتخاب و خرید مصالح، از طریق پلتفرمهای مشخصات فنی و اتصال آنها به مدلسازی اطلاعات ساختمان BIM، شفافیت بیشتری به بازار داده و تولیدکنندگان را به ارائه دادههای فنی دقیقتر و قابل استناد سوق داده است.
با وجود چشمانداز مثبت، این بازار همچنان با محدودیتهایی نیز روبهروست. نوسان هزینه مواد اولیه، بهویژه خوراک پتروشیمی مورد استفاده در فومهای پلییورتان و پلیاستایرن و همچنین سودا اش در تولید پشم شیشه، یکی از چالشهای اصلی است. در کنار آن، گلوگاههای زنجیره تأمین برای برخی محصولات خاص مانند پتوهای آئروژلی، پانلهای عایق خلأ و مواد تغییر فازدهنده میتواند رشد بازار را کند کند. پراکندگی مقررات در حوزههای قضایی مختلف، هزینه انطباق را برای تولیدکنندگان بالا میبرد و هزینه اولیه بیشتر برخی مصالح پیشرفته نیز همچنان مانعی برای پذیرش گستردهتر آنها، بهویژه در بازارهای حساس به قیمت، به شمار میرود.
از منظر تقاضا، بخش ساختوساز مسکونی با سهمی در حدود ۳۵ درصد، بزرگترین مصرفکننده مصالح ساختمانی کارآمد انرژی است. این سهم بالا هم ناشی از ساخت واحدهای جدید و هم بازسازی ساختمانهای موجود است. در کشورهای توسعهیافته، خانههای تکواحدی و چندواحدی به طور فزایندهای زیر چتر کدهای سختگیرانه انرژی قرار گرفتهاند و در بازارهای نوظهور نیز شهرنشینی سریع و برنامههای گسترده مسکن دولتی، استفاده از مصالح کممصرف را تقویت میکند. با این حال، سریعترین رشد به بخش بازسازی و نوسازی تعلق دارد؛ بخشی که اکنون حدود ۸ درصد از بازار را در اختیار دارد اما انتظار میرود با نرخ سالانه ۸ تا ۱۰ درصد رشد کند و از ساختوساز جدید پیشی بگیرد.
بخش تجاری نیز با سهم ۳۰ درصدی، یکی از اصلیترین موتورهای تقاضا برای شیشههای با کارایی بالا، بامهای خنک و عایقهای پیشرفته است. تعهدات کربن صفر شرکتها و الزامات ESG باعث شده توسعهدهندگان به سراغ ساختمانهایی بروند که عملکرد انرژی بالاتری دارند و شانس بیشتری برای دریافت گواهینامههای سبز دارند. در بخش صنعتی، که ۱۵ درصد از بازار را به خود اختصاص داده، نیاز به کاهش هزینههای انرژی عملیاتی و کنترل دما در مراکز داده، انبارها، سردخانهها و واحدهای تولیدی، استفاده از عایقکاری پیشرفته و سیستمهای آببندی را ضروری کرده است. زیرساختها و ساختمانهای عمومی نیز با سهم ۱۲ درصدی، بهویژه با اتکا به سیاستهای تدارکات سبز دولتها، بخشی باثبات و مهم از تقاضا را تشکیل میدهند.
در بعد جغرافیایی، آسیا-اقیانوسیه با سهم ۴۵ درصدی بزرگترین بازار از نظر حجم به شمار میرود. چین در این منطقه بزرگترین بازار است و هند سریعترین رشد را تجربه میکند. رشد شهرنشینی، اجرای پروژههای وسیع مسکن و سختگیرانهتر شدن استانداردهای انرژی از مهمترین عوامل تقاضا در این منطقه هستند. آمریکای شمالی با سهم ۲۵ درصدی، از نظر ارزش بازار جایگاه بسیار مهمی دارد و ایالات متحده بزرگترین بازار منفرد آن محسوب میشود. اروپا نیز با سهم ۲۰ درصدی، پیشتاز استفاده از مصالح پیشرفته و زیستپایه است؛ موضوعی که تحت تأثیر موج نوسازی اتحادیه اروپا و مقررات سختگیرانه کربنی شتاب گرفته است. در آمریکای لاتین و همچنین خاورمیانه و آفریقا، اگرچه سهم بازار هنوز محدودتر است، اما رشد ساختوساز شهری، پروژههای زیرساختی بزرگ و نیاز به کاهش بار سرمایشی، بهویژه در کشورهای گرمسیر، فرصتهای قابل توجهی برای توسعه بازار ایجاد کرده است.
در مجموع، بازار جهانی مصالح ساختمانی کارآمد انرژی تا سال ۲۰۳۵ از یک روند مقطعی عبور کرده و وارد فاز رشد ساختاری شده است. فشارهای نظارتی، الزامات کربنزدایی، توسعه گواهینامههای سبز، رشد بازسازی ساختمانهای قدیمی و افزایش آگاهی از صرفهجویی در هزینههای چرخه عمر، همگی به نفع توسعه این بازار عمل میکنند. هرچند نوسان قیمت مواد اولیه و چالشهای زنجیره تأمین همچنان ریسکهای مهمی هستند، اما مسیر کلی بازار صعودی ارزیابی میشود و مصالح کارآمد انرژی در دهه آینده به یکی از مهمترین محورهای تحول صنعت ساختمان جهان تبدیل خواهند شد.
